نظریه عاطفه پلاچیک: کمپین شما باید کدام احساس را برانگیزد تا مشتریان را درگیر کند؟

تبلیغات عاطفی تأثیر مثبتی بر درک نام تجاری و افزایش فروش اضافه می‌گذارد – اکنون سؤال این است که چه احساساتی را می‌توانیم برای دستیابی به اهداف مختلف ارتباطی خود اعمال کنیم؟

برای شروع، در اینجا مروری بر مدل مشهور احساسات است که توسط روانشناس آمریکایی پلاچیک ایجاد شد و امسال به شدت مورد اشاره قرار گرفت.

توضیح چرخ احساسی رابرت پلاچیک

او معتقد بود که همه افراد دارای 8 احساس اساسی هستند که به بقای ما مربوط می شود – آنها به صورت جفتی به وجود می آیند که هر دو احساس را نمی توان همزمان احساس کرد (بنابراین روی چرخ پلاچیک که در بالا قابل مشاهده است روبروی یکدیگر نشسته اند):

  • شادی و غم
  • پذیرش و انزجار
  • ترس و خشم
  • تعجب و انتظار

رنگ‌های مختلف نشان‌دهنده درجات مختلف هر احساس است (هرچه به مرکز چرخ نزدیک‌تر و رنگ تیره‌تر باشد، احساسات شدیدتر است).

هر چه احساسات به هم نزدیکتر باشند، بیشتر به یکدیگر شباهت دارند (یعنی تجربه شادی بیشتر شبیه تجربه انتظار است تا ترس یا غم).

ترکیب احساسات همسایه به ما احساسات ثانویه می دهد (دایره های شناور روی چرخ پلوتچیک)

استفاده از چرخ عاطفی رابرت پلاچیک برای جذب مشتریان

بنابراین چه احساساتی را باید برای جذب مشتریان خود متوسل کنید؟

غافلگیری و انتظار باعث می شود که درگیر شویم و به اشتراک بگذاریم

مطالعه‌ای که در هاروارد بیزینس ریویو منتشر شد و توسط Fractl انجام شد، بیان می‌کند که احساساتی که در بخش‌های غافلگیری و انتظار چرخ Plutchik قرار می‌گیرند، در محتوای بسیار ویروسی بسیار رایج بودند.

این را در چارچوب برخی از تبلیغاتی که دیده‌اید در نظر بگیرید – داستان‌هایی که اضافه‌کاری ایجاد می‌کنند، شما را درگیر می‌کنند، شما را روی صندلی خود رها می‌کنند و شگفت‌زده می‌کنند که داستان‌های خوبی هستند که ارزش اشتراک‌گذاری دارند.

شادی/شادی ما را تشویق می کند تا آرامش داشته باشیم، احساس اعتماد به نفس داشته باشیم، درد را تسکین دهیم، و اعتماد و وفاداری به یک برند ایجاد کنیم.

شادی مواد شیمیایی عصبی را در مغز آزاد می کند که به ما اجازه می دهد آرام شویم (GABA)، اعتماد به نفس (سروتونین) را افزایش دهیم، درد (اندورفین) را تسکین دهیم و اعتماد (اکسی توسین) را ایجاد کنیم. این احساس خوب مانند مواد مخدر مسری و اعتیاد آور است – به همین دلیل است که تبلیغاتی که شادی را برمی انگیزند ویروسی ترین هستند و اعتماد و وفاداری به برند را افزایش می دهند.

غم به ما کمک می کند با برند ارتباط برقرار کنیم و با آن همدلی کنیم و سخاوتمند شویم

مطالعه ای که توسط پل زاک انجام شد نشان داد که وقتی به شرکت کنندگان داستان غم انگیزی در مورد پسری مبتلا به سرطان نشان داده شد، مغز آنها اکسی توسین ترشح کرد، هورمونی که ارتباط و همدلی را تقویت می کند و احتمال بیشتری داشت که پول اهدا کنند.

داستان‌هایی که ما را به گریه می‌اندازند باعث می‌شوند که با داستان همدلی کنیم و با برندی که داستان را برایمان تعریف می‌کند ارتباط نزدیک‌تری داشته باشیم، زیرا معتقدیم که واقعاً احساس ما یا دیگران را درک می‌کند.

 

ترس ما را برای ارتباط با برندها (به منظور مقابله با احساسات) هیجان زده می کند.

مطالعه‌ای که در UBC انجام شد نشان می‌دهد مصرف‌کنندگانی که هنگام تماشای یک فیلم ترس را تجربه کرده‌اند نسبت به فیلم‌هایی که شادی، غم یا هیجان را برانگیخته‌اند، وابستگی بیشتری به یک برند دارند.

این را در زمینه تبلیغ معروف اپل در سال 1984 در نظر بگیرید – مردم می ترسیدند زمانی فرا رسد که در کتاب توتالیتاریسم جورج اورول به تصویر کشیده شده است، و دیدند که فناوری این نوع رژیم را قادر می سازد، اما اپل از این ترس استفاده کرد و قدرت را به مردم بازگرداند و جشن گرفت. آزادی و سرمایه داری با تبلیغات نمادین خود.

مثال: اپل 1984.

خشم/ انزجار باعث می شود ما لجبازتر شویم، خودمان را با برندمان مرتبط کنیم و از آن دفاع کنیم

مطالعه‌ای بر روی یک پست وبلاگ، که در دانشگاه ویسکانسین انجام شد، نشان داد که نظرات بی‌ادبانه در مورد مقاله‌ای در مورد مزایای فناوری نانو باعث می‌شود شرکت‌کنندگانی که به این مزایا اعتقاد داشتند، در دفاع از آن پست‌های خود را نسبت به باورهای خود پرشورتر نشان دهند.

مقالات مرتبط

دوره‌های آموزشی آنلاین

چرا درخت

قیمت گذاری

الهام بخش

برای اطلاع از آخرین اتفاقات در خبرنامه عضو شوید

ارتقای فردی

مهارت‌های شغلی

دانش