50 بیزنس بزرگی که با پول کم یا بدون پول شروع به کار کردند

این باور گسترده در بین بنیانگذاران وجود دارد که سرمایه گذاری خطرپذیر پیش درآمد موفقیت است. درست است که VC وجه مشترک موفق ترین استارت آپ های فناوری است، اما پیش نیازی نیست، به خصوص در مراحل اولیه.

کارآفرینان با سرمایه اندک و یا بدون سرمایه می توانند تا حدودی به اثبات برسند. سرمایه، بنیانگذاران سرمایه‌گذاری شده را از برادران بی‌حساب‌شان آگاه‌تر نمی‌کند. اگر کسی نمی تواند خلاقانه 1 دلار را به 10 دلار تبدیل کند، چرا انتظار دارید که بتواند 1 میلیون دلار را به 10 میلیون دلار تبدیل کند؟

برای کمک به نشان دادن اینکه چگونه شرکت‌ها می‌توانند بدون دور اولیه شروع به کار کنند، بیش از 50 نمونه از کسب‌وکارهایی را جمع‌آوری کرده‌ایم که با چند هزار دلار شروع شده‌اند، یا حتی صرفاً از حقوق صاحبان سهام شروع شده‌اند و در ادامه به نمونه‌هایی از آنچه ما «کارآفرینی کارآمد» می‌گوییم تبدیل شده‌اند. ”

بسیاری از این شرکت‌ها متعاقباً ارزش‌گذاری‌های میلیارد دلاری به دست آورده‌اند، برخی حتی میلیاردها دلار درآمد دارند، اما هیچ‌کدام با چیزی بیشتر از آنچه که یک دور اولیه در نظر گرفته می‌شود شروع به کار نکردند . اکثر آنها به مراتب کمتر داشتند.

درصد زیادی از این استارت‌آپ‌ها از VCها پول جمع‌آوری کردند، اما تنها پس از این که این واقعیت را ثابت کردند که موفقیت آنها با یا بدون انتقال سیمی از یک سرمایه‌گذار حاصل می‌شود. حتی در حال حاضر، بسیاری از آنها به طور گسترده شناخته شده نیستند – آنها تک شاخ های نامرئی صنعت فناوری هستند.

بنابراین قبل از تلاش برای برنامه ریزی جلسات با سرمایه گذاران، این داستان ها را بخوانید. آنها تعادلی را برای چشم انداز VC محوری که توسط بسیاری از بنیانگذاران وجود دارد فراهم می کنند و راه های جایگزینی برای فکر کردن در مورد بودجه ارائه می دهند. گرفتن سرمایه خطرپذیر باید یک انتخاب باشد، نه یک اجبار. این شرکت ها قدرت رویکرد ضدفرهنگی به سرمایه را نشان می دهند.

چیزی را کشف کنید، سپس پول بخواهید

اگر بتوانید مشکل واقعی مشتریان را حل کنید و برای آن پول دریافت کنید، برای شروع به سرمایه گذاری خطرپذیر نیاز ندارید. در اینجا سه ​​راه برای فکر کردن در مورد این موضوع وجود دارد:

گردش کار خود را خودکار کنید

ساده ترین راه برای ساختن یک محصول مفید، خودکار کردن بخشی از گردش کار روزانه است که تضمین می کند تقاضای ثابت شده ای برای محصول خود و منبع مالی از قبل موجود دارید.

MailChimp : در سال 2000، بن چستنات، یکی از بنیانگذاران/مدیرعامل، یک کسب و کار مشاوره طراحی را اداره می کرد و گروهی از مشتریان داشت که می خواستند خبرنامه های ایمیلی ایجاد کنند. تنها مشکل این بود که او از طراحی آنها متنفر بود. بنابراین، برای اینکه تیمش را خسته کند، تصمیم گرفت ابزاری بسازد که فرآیند را ساده کند و MailChimp ، یک تجارت 400 میلیون دلاری متولد شد.

لیندا : در اواخر دهه 1990، لیندا واینمن در حال تدریس طراحی وب بود، اما کتاب‌های فنی که او به کلاس خود اختصاص داد، بی‌مزه بود، بنابراین او شروع به تولید فیلم‌های آموزشی برای دانش‌آموزانش کرد. او دو دهه بعد را صرف ساخت یک کتابخانه محتوا و دارایی های فناوری کرد که مقیاس کافی برای ترغیب لینکدین به پرداخت 1.5 میلیارد دلار برای خرید شرکت را داشت.

PluralSight : مانند Lynda.com، PluralSight آموزش نرم افزار از راه دور را ارائه می دهد. برای نه سال اول خود بوت استرپ شد و اکنون 6000 دوره در مورد همه چیز از C# گرفته تا جاوا اسکریپت ارائه می دهد، و کاندیدای IPO با ارزش میلیارد دلاری است.

با یک محصول کارآمد سرمایه شروع کنید

به جای تلاش برای رقابت با شرکتی مانند اپل، این استارت‌آپ‌های فرسوده شکاف ایجاد شده توسط RadioShack را پر کردند و کسب‌وکارهای چند میلیون دلاری ایجاد کردند که ارزش تقلید را داشته باشند.

AdaFruit Industries : Limor Fried امپراتوری تجارت الکترونیک DIY خود را به عنوان دانشجو در MIT با مونتاژ کیت های DIY متشکل از قطعات آماده شروع کرد. فرید همان بلوک‌های ساختمانی موجود در فروشگاه‌های لوازم الکترونیکی را به‌فروش می‌رساند، اما همچنین محتوای عجیب و غریبی تولید می‌کرد که چشم‌انداز لحیم‌کاری کپی کابینت Space Invaders را منطقی به‌نظر می‌رساند. او اکنون 85 کارمند دارد و سالانه 33 میلیون دلار درآمد دارد .

SparkFun : مشابه AdaFruit، ناتان سیدلSparkfun رااز اتاق خوابگاه خود با فروش کیت های الکترونیکی و قطعات عجیب و غریب به مهندسانی که می خواستند حسگرها و سیستم های عجیب و غریب جدید را کشف کنند، راه اندازی کرد. اکنون، امپراتوری تجارت الکترونیک او بیش از 150 نفر را استخدام می کند و درآمدی بالغ بر 32 میلیون دلار در سال دارد.

مشکل قدیمی + مدل کسب و کار موجود + فناوری جدید = $$$

حل یک مشکل قدیمی با یک فناوری جدید یا لایه UX می تواند برای ایجاد یک تجارت چند میلیارد دلاری کافی باشد.

Shopify : بنیانگذاران Shopifyزمانی که در حال راه اندازی یک سایت تجارت الکترونیک برای اسنوبوردها بودند به دنبال راه حلی برای سبد خرید بودند. آنها که نتوانستند یکی از آنها را پیدا کنند، تصمیم گرفتند خارش خود را برطرف کنند و یک راه حل سفارشی بر روی چارچوب سرخ شده Ruby on Rails ساختند. معلوم شد که این یک راه حل عالی برای تعداد زیادی از افراد است و بنیانگذاران این کسب و کار را به مدت شش سال به طور مستقل بر اساس درآمدی که ایجاد می کردند اداره کردند. آنها در نهایت از VCها پول جمع آوری کردند و بعداً IPO کردند که ارزش چهارده میلیارد دلاری به آنها داد.

پرداخت های Braintree : مبادله پول به صورت آنلاین، بدون اینکه توسط کلاهبرداران از بین برود، یکی از قدیمی ترین مشکلات موجود در وب است. Braintree راه حل فنی بهتری ساخت تا به عنوان محل عوارض برای خریداران و فروشندگان عمل کند و با درآمد حاصل از این معاملات به مدت چهار سال زنده ماند و قبل از جمع آوری 69 میلیون دلار در دو دور سرمایه گذاری خطرپذیر که قبل از خرید 800 میلیون دلاری بود .

خارش خود را خراش دهید

بسیاری از کارآفرینان وقت خود را با «بازی کردن مدیر عامل»، ایجاد یک استراتژی و ترسیم نمودار سازمانی رویایی برای آنچه کسب‌وکارشان می‌تواند تبدیل شود، تلف می‌کنند. بهترین بنیانگذاران از رویاپردازی پرهیز می کنند و بر کارهایی که می توان تنها با استفاده از منابعی که در اختیار دارند تمرکز می کنند.

SimpliSafe : مردم ایده تلاش برای راه اندازی یک تجارت سخت افزاری را مسخره می کنند، اما Chad Laurans از SimpliSafe این کار را انجام داد. او مقدار کمی پول از دوستان و خانواده جمع آوری کرد و سپس هشت سال را صرف ساختن یک کسب و کار امنیتی خود نصب کرد و به معنای واقعی کلمه اولین نمونه های اولیه را خودش لحیم کرد تا در هزینه خود صرفه جویی کند. هشت سال بعد، این تجارت صدها هزار مشتری، صدها میلیون درآمد و 57 میلیون دلار VC از سکویا دارد .

Ipsy : Birchbox پیشگام نظریه ارسال جعبه نمونه از لوازم آرایشی به مشتریان بالقوه، اما یوتیوب ستاره میشل افزار قوی مشهور آنلاین خود را – مشترکین 8M + یوتیوب – آن را تبدیل به یک پدیده. مخاطبان و روابط او با برندهای لوازم آرایشی به او این امکان را داد که یک استارتاپ باکس اشتراک بسازد که قبل از جمع آوری 100 میلیون دلار در VC، 150 میلیون دلار درآمد ایجاد کرد .

ShutterStock : Jon Oringer یک توسعه دهنده نرم افزار حرفه ای و یک عکاس آماتور بود. او این مجموعه مهارت‌ها را با هم ترکیب کرد و از 30000 عکس از کتابخانه عکس شخصی خود برای راه‌اندازی یک سرویس عکس استوک استفاده کرد که در حال حاضر 2 میلیارد دلار ارزش دارد. کارآیی سرمایه او نتیجه داد و در نهایت او را به یک میلیاردر واقعی خودساخته تبدیل کرد.

Quizlet : اگرچه بزرگترین تجارت در این لیست نیست، اما Quizlet از این نظر قابل توجه است که توسط یک نوجوان 15 ساله زودرس تأسیس شد که می خواست فینال فرانسوی خود را به پایان برساند. زمانی که Quizlet یک سری A را در سال 2012 معرفی کرد، یک مدیر عامل 22 ساله، 40 میلیون کاربر داشت و یکی از 50 وب سایت برتر در ایالات متحده بود.

Skyscanner : این شرکت به عنوان یک صفحه گسترده سفارشی شروع به کار کرد تا به موسس خود کمک کند تا بهترین قیمت پرواز را پیدا کند و از آن زمان به شرکت فناوری پیشرو ادینبورگ با بیش از 500 کارمند تبدیل شده است. این شرکت با قدرت خود در سال 2001 شروع به کار کرد، 6 میلیون دلار در سال 2007 و 192 میلیون دلار در سال 2016، پانزده سال پس از راه اندازی، جمع آوری کرد.

پول همه سبز است

سرمایه گذاری همیشه میلیون ها دلار در یک زمان به دست نمی آید. بنیان‌گذاران می‌توانند از کمک‌های بلاعوض، انکوباتورها، و فرشتگان یا حتی پیش‌فروش پول جمع کنند. باهوش ترین کارآفرینان مدل کسب و کار خود را طوری طراحی می کنند که قبل از تحویل محصول خود، مبلغی را دریافت می کنند و مشتریان را به منبعی برای رشد سرمایه تبدیل می کنند.

CoolMiniOrNot : CoolMiniOrNot به عنوان یک وب سایت شروع به کار کرد که در آن گیک ها می توانستند توانایی خود را در نقاشیمجسمه های Dungeons & Dragons نشان دهند . در نهایت، بنیانگذاران سایت تصمیم گرفتند که بازی های خود را طراحی و توزیع کنند. استفاده از Kickstarter به عنوان یک کانال آنها 21 کمپین Kickstarter را اجرا کرده اند که 20,644,352 میلیون دلار بودجه غیر کاهش دهنده را جمع آوری کرده اند. بازی روشن است.

The Wirecutter : چه کسی می گوید که وبلاگ نویسی هزینه ای ندارد؟ Wirecutter که توسط یکی از سردبیران سابق Gizmodo تأسیس شد، قول بررسی‌های دقیق‌تر و منصفانه‌تر را داد، و آن را با فید وابسته به آمازون جفت کرد و این استارت‌آپ با سرمایه شخصی در نهایت با خروج 30 میلیون دلاری پاداش دریافت کرد.

بفروش! بفروش! بفروش!

بهترین منبع سرمایه اغلب مشتری است و فروش دو فایده دارد. اول، شما بلافاصله حلقه صندوق را به صدا در می آورید. دوم، شما به سرعت یاد می گیرید که چه چیزی با مشتریان طنین انداز می شود و می توانید از این بینش ها برای اصلاح پیشنهاد خود استفاده کنید.

عکس: سیمی

RXBar : زمانی که یکی از کارآفرینان پشت RXBar طرح تجاری بلندپروازانه‌اش را با پدرش در میان گذاشت، خانواده‌های پدر به پسر بنیان‌گذارش گفتند که دست از نظریه‌پردازی بردارد و شروع به کوبیدن سنگ‌فرش کند، “شما باید خفه شوید و 1000 میله بفروشید.” این توصیه، به علاوه 10 هزار دلار پس انداز، ارزش 600 میلیون دلاری را داشت، زیرا Kellogg در نهایت استارتاپ را زیر پا گذاشت.

Scentsy : DNVB ها مدرن هستند، اما برای افزایش درآمد بیش از حد به ویدیوهای راه اندازی توییت و تبلیغات فیس بوک متکی هستند. وقتی Scentsy قادر به خرید تبلیغات نبود، شمع‌ها را در جلسات swap فروخت. پر زرق و برق نبود، اما به بنیانگذاران پایه محکمی بر روی پیام هایی داد که در بین خریداران طنین انداز شد – اکنون آنها بیش از 545 میلیون دلار در سال درآمد دارند.

LootCrate : LootCrate بیش از 600000 مشتری داشت که بسته‌های نمونه فرهنگ پاپ و 100 میلیون دلار درآمدشان را قبل از افزایش سرمایه سازمانی خریداری می‌کردند. بخشی از دلیل کارآمدی آنها این است که شرکت از اولین آخر هفته تاسیس خود شروع به دریافت هزینه از مشتریان کرد.

Klaviyo : بنیانگذاران Klaviyo موافقت کردند که اولین استخدام خود را تا زمانی که یک میلیون دلار ARR داشته باشند به تعویق بیاندازند. به لطف طراحی مشتاق محصول و تلاش خستگی ناپذیر فروش، پلتفرم بازاریابی ایمیلی نوظهور به سرعت از این تعداد گذشت اما افزایش سرمایه را برای سه سال متوقف کرد.

Spanx : سارا بلیکلی، قاضی تانک کوسه ، مشهورترین بنیانگذار این لیست است که یک سرمایه گذاری 5000 دلاری را به یک لباس مورد تایید اپرا تبدیل کرده است که سالانه 400 میلیون دلار درآمد ایجاد می کند. حس مد او طرفدارانی را برای او به ارمغان آورد، اما قدردانی شدید او از اصول کارآیی سرمایه باعث شد بلیکلی یک میلیاردر شود.

Tuft and Needle : علیرغم مواجهه با رقیبی که 3,994,900 درصد سرمایه بیشتری جذب کرده بود، این تشک تازه تاسیس توانسته است با استفاده از سود به بیش از 100 میلیون دلار فروش و تنها 6000 دلار سرمایه اولیه افزایش یابد.

Grammarly : بیش از یک دهه است که غلط‌گیرهای املا با Word و Google Docs همراه شده‌اند، اما Grammarly به اندازه‌ای پیشرفت کرده است که می‌تواند از بیش از 800 دانشگاه و صدها هزار نویسنده، هزینه‌ای ماهانه دریافت کند. پس از نزدیک به ده سال شناسایی اشتباهات املایی، این شرکت یک سری A 110 میلیون دلاری را انتخاب کرد .

با بازاریابی خسیس باشید

بازاریابان استارتاپ ممکن است نخواهند زمان خود را با بازاریابی نام تجاری غیرقابل هدر دادن تلف کنند. کارآفرینان کارآمد به کمپین هایی نیاز دارند که فوراً افزوده شوند.

ButcherBox: در دنیایی که شرکت‌های بسته‌بندی غذای جعبه‌دار در بازار عمومی با مشکل مواجه هستند، ButcherBox، ارائه‌دهنده تجارت الکترونیک پیشرو گوشت گاو با علف، پیشرفت کرده است و با حذف کانال‌های تبلیغاتی گران قیمت و توسعه مداوم، هفته‌ای یک میلیون دلار درآمد کسب می‌کند. روابط کارآمد سرمایه با اینفلوئنسرها

Cards Against Humanity : تنها با بودجه 15700 دلاری Kickstarter، تیم Cards Against Humanity کسب‌وکاری ایجاد کرد که در سال اول بیش از 12 میلیون دلار درآمد داشت. آنها همچنین برند خود را با یک سری از شیرین کاری های بازاریابی ماهرانه حفظ کرده اند، فروش مدفوع گاو ، بریدن پیکاسو ، حفر چاله بزرگی که نشان دهنده حس حسادت یک آمریکای پس از ترامپ است ، سپس فروش کیف های “اشکال” ترامپ ، و به سادگی پرسیدن برای پول . اجرای این تبلیغات ارزان نیست، اما پول کافی برای پرداخت هزینه ها در حالی که حجم نامتناسبی از رسانه رایگان را به دست می آورد، به دست می آورد.

GoFundMe : بازاریابی ویروسی، به درستی، زمانی که به یک مدل کسب‌وکار متصل می‌شود، کنار گذاشته می‌شود، اما زمانی که به درستی در یک محصول ادغام شود، می‌تواند یک محرک قدرتمند باشد. همراه با بهینه سازی نرخ تبدیل بسیار کارآمد، می تواند بی نظیر باشد. بنیانگذاران GoFundMe توانستند از این نیروهای دوقلو برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار تا حدی استفاده کنند که ارزش آن حدود 600 میلیون دلار باشد.

کارایی > سرمایه

استارت‌آپ‌ها اغلب با مقدار پولی که جمع‌آوری کرده‌اند اندازه‌گیری می‌شوند، اما مهم‌تر است که نحوه خرج کردنشان را در نظر بگیریم. بهترین کارآفرینان کسب و کار خود را حول یک فناوری یا مدل کسب و کار هدایت می کنند که ذاتاً در افزایش سرمایه مؤثرتر است.

PaintNite : ایده ترکیب Monet و Merlot جدید نیست، اما بنیانگذاران PaintNite می‌خواستند این مدل را مقرون به صرفه‌تر کنند. درحالی‌که رقبای آن‌ها به یک مدل فروش فرنچایز آهسته و گران تکیه می‌کردند، PaintNite معلمان هنر را با بارهای موجود که می‌خواستند در روزهای هفته شراب بفروشند، جفت کرد و کسب‌وکاری ایجاد کرد که سال قبل از افزایش سرمایه، 30 میلیون دلار درآمد داشت.

Mudder دشوار : آهنگ و کارآفرین حوزه ویل دین 7،000 $ در پس انداز را به یک شرکت با بیش از تبدیل $ 100 میلیون دلار درآمد سالانه . راز پیش فروش ثبت نام در مسابقات و سپس استفاده از آن سرمایه به عنوان سرمایه در گردش برای ساخت مسیرهای برقی با موانع بود که تاف ماددر را به یک پدیده جهانی تبدیل کرده است.

یک انجمن بسازید

فناوری مهم است و مدل‌های کسب‌وکار مهم هستند، اما جمع‌آوری گروهی از کاربران پرشور می‌تواند خندقی ایجاد کند که از هرکدام قدرتمندتر است.

37 Signals/Basecamp : سازنده ابزار مدیریت پروژه درآمد خود را فاش نمی کند، اما بنیانگذار جیسون فرید گفته است که شرکت “ ده ها میلیون سود سالانه ” تولید می کند . آنها همچنین یکی از اولین صداهایی بودند که از کارآیی سرمایه دفاع می کردند و مجموعه “ Bootstrapped، سودآور و مغرور ” آنها برای هر کسی که به دنبال راهنمایی در مورد نحوه خرج کردن عاقلانه هر دلار است، خواندنی است.

موجانگ : مزون‌های پشت سر ماینکرافت هیچ‌وقت سرمایه‌ای را جمع‌آوری نکردند، فقط 50 نفر را استخدام کردند و قبل از فروش به مایکروسافت، نزدیک به یک میلیارد دلار سود کسب کردند. استودیوی سوئدی هرگز گرفتار مدهایی مانند هرزنامه های اجتماعی الهام گرفته از Zynga و ریز تراکنش های غارتگرانه نشد. Minecraft با دریافت هزینه‌ای ثابت از کاربران رشد کرد و منجر به خرید 2.5 میلیارد دلاری شد .

Behance: اسکات بلسکی جامعه خلاق Behance را به مدت پنج سال پیش از جمع آوری 6.5 میلیون دلار از Union Square Ventures و در نهایت به مبلغ 150 میلیون دلار خریداری کرد.

Thrillist: در سال 2004 تأسیس شد، خبرنامه/Trendsetter Thrillist از طریق ایمیل ساخته شد تا زمانی که این شرکت در سال 2015 مبلغ 54 میلیون دلار را جمع آوری کرد.

Craigslist : Craigslist راه اندازی اولیه را در اولین رونق دات کام به یک مزیت طولانی مدت بادوام تبدیل کرد. Craigslist با وجود داشتن تنها 40 کارمند و عدم به روز رسانی قابل توجه سایت برای چندین دهه، سایت شماره 17 پربازدید در ایالات متحده است و گزارش شده است که صدها میلیون سود ایجاد می کند .

Plenty of Fish : سایت دوستیابی در سال 2003 تاسیس شد و در طول دهه بعد تغییر چندانی در عملکرد یا زیبایی شناسی ایجاد نکرد. همانند Craigslist، Plenty of Fish بزرگترین دارایی آن شهرت آن به عنوان یک حوضچه غنی بود. در نهایت، این شرکت به قیمت 575 میلیون دلار به فروش رسید .

فورچون از “کسالت بار” حمایت می کند

خسته کننده یک قضاوت ارزشی نیست. بسیاری از تاثیرگذارترین و موفق‌ترین شرکت‌هایی که بدون سرمایه توانستند رشد کنند، با حل مشکلات حاد، اگر چه تا حدودی کسل‌کننده، و دریافت دستمزد هنگفت از همان ابتدا پیشرفت کردند.

  • SurveyMonkey در حباب دات کام دهه 90 تأسیس شد، و اگرچه به اندازه همتایان خود مانند Kosmo مخرب نبود، اما دوام بیشتری داشت. از سقوط دات کام جان سالم به در برد و به طور پیوسته به نرخ 9 رقمی رشد کرد و تنها 11 سال پس از شروع کار ، 100 میلیون دلار جمع آوری کرد .
  • Protolabs برای قالب‌گیری تزریق پلاستیک همان کاری را انجام می‌دهد که Vistaprint برای کارت‌های ویزیت انجام می‌دهد و در حال حاضر 1.2 میلیارد دلار ارزش دارد .
  • Cvent ، به ارزش 1.65 میلیارد دلار ، ابزارهای مدیریت رویداد را می‌سازد و Textura ، که به قیمت 663 میلیون دلار خریداری شده است ، مدیریت ساخت و ساز را بر عهده دارد – که معمولاً بازاری داغ یا مدرن محسوب نمی‌شود .
  • Grasshopper یک شرکت شبکه تلفنی است که 150000 مشتری داشت، درآمد سالانه بیش از 30 میلیون دلار، اما هیچ VC در کتاب وجود نداشت و در نهایت توسط Citrix خریداری شد.
  • eClinicalWorks در سال 1999 تاسیس شد، زمانی که این مانترا “سریع به دست آورید” و بسیاری از معاصران آن خراب و سوختند. با تمرکز بر برتری در کار کسل کننده و در عین حال سودآور مدیریت داده های بالینی، شرکت جان سالم به در برد و اکنون بیش از 4000 کارگر را استخدام می کند و 320 میلیون دلار درآمد سالانه دارد.
  • Zoho : 4000 FTE. 18 میلیون مشتری درآمد بیش از 300 میلیون دلار برای یک استارت آپ بوت استرپ بد نیست که اوراکل و Salesforce را بپذیرند!
  • Datto : این شرکت استارت آپ ذخیره سازی داده که در سال 2007 با 80 هزار دلار بدهی کارت اعتباری تأسیس شد، اکنون بیش از یک میلیارد دلار ارزش دارد و تنها اسب شاخدار مستقر در کانکتیکات است.
  • InsideSales.com : در سال 2004 با سرمایه گذاری 10000 دلاری شروع شد، ارائه دهنده خدمات هوش مصنوعی به تیم فروش داخلی به 570 FTE افزایش یافته است. هشت سال صبر کرد تا اولین 4 میلیون دلار خود را در سال 2012 به دست آورد و تا به امروز بیش از یک چهارم میلیارد دلار جمع آوری کرده است.
  • JetBrains : یک توسعه‌دهنده زبان برنامه‌نویسی پیشرو JAVA IDE و Kotlin در پراگ، فهرستی از 230000 مشتری پرداخت‌کننده، 431 نفر از 500 فورچون را ثبت‌نام کرده و 691 نفر را استخدام کرده است – همه بدون بهره‌مندی از سرمایه‌گذاری خطرپذیر.
  • یونیتی با تمرکز بر تمام جنبه‌های غیرسکسی توسعه بازی، مانند سازگاری با پلتفرم‌های مختلف و «نقشه‌سازی دست‌انداز»، به ستون فقرات صنعت بازی‌های موبایل تبدیل شد. آنها سال ها بدون افزایش سرمایه گذراندند، اما اکنون ارزشی بیش از 1.5 میلیارد دلار دارند و از اکثر استارتاپ های بازی های مارک دار موفق تر هستند.
  • GitHub درد را از کنترل نسخه خارج کرد و قبل از افزایش سرمایه به بخش مهمی از اکوسیستم فناوری تبدیل شد.
  • Qualtrics به عنوان ابزاری برای انجام نظرسنجی برای مدارس و مشاغل در زیرزمینی در یوتا شروع شد و اکنون 1000 کارمند دارد و 100 میلیون دلار در سال سودآوری دارد.
  • Wistia : ویدیوهای آموزشی شرکتی به طور معروف بی جان هستند، تنها چیزی که می تواند خسته کننده تر باشد یک استارتاپ است که به میزبانی آنها اختصاص داده شده است. علیرغم بازار کسل کننده آب ظرفشویی، Wistia موفق به ایجاد یک تیم 80 نفره شده است که به 300000 مشتری از جمله Starbucks، Cirque Du Soleil و Casper خدمات ارائه می دهد.

شما همیشه می توانید بعداً سرمایه خود را افزایش دهید

به تعویق انداختن افزایش سرمایه در ذهن راه های شگفت انگیزی را به همراه دارد.

Wayfair : شرکت تجارت الکترونیک کالاهای خانگی از اولین ماه فعالیت خود سودآور بود و به مدت یک دهه رشد سودآوری داشت تا اینکه در نهایت یک سری A – به ارزش 165 میلیون دلار – کمی قبل از عرضه عمومی به دست آورد. ارزش این شرکت در حال حاضر 6 میلیارد دلار است و به دلیل رقیق شدن کمی، بنیانگذاران هر کدام یک میلیارد دلار ارزش دارند !

فایل های فشرده همکاران : “ما با جاه طلبی فروتن آغاز شده، به راهاندازی یک کسب و کار سبک زندگی گفت:” یکی از بنیانگذاران شرکت / مدیر عامل شرکت ایان سیگل در مصاحبه با الکس کنراد از Forbes . این جاه‌طلبی‌ها برآورده شد، جایگزین شد، و با ادامه رشد پلت فرم استخدام، بنیان‌گذاران تصمیم گرفتند سری A 63 میلیون دلاری برای مقابله با برنامه‌های بلندپروازانه‌تر جمع‌آوری کنند.

Nerdwallet : خدمات مالی شخصی که قول کمک به جوانان را برای صرفه جویی در پول می دهد، از زمانی که در سال 2009 تأسیس شد تا زمانی که در سال 2015 به جمع آوری 64 میلیون دلاری سری A دست یافت، با بودجه محدودی زندگی می کرد. درآمد سالانه، اگرچه اخیراً مجبور شد کمربند خود را با یک اخراج کوچک محکم کند.

خوشا به حال غیرقابل مالی

یکی از مزایای راه اندازی کسب و کار خارج از مرکز راه اندازی این است که VC زیادی در دسترس نیست. این ممکن است مانند یک نفرین به نظر برسد، اما می تواند یک برکت در مبدل باشد. کارآفرینان که نمی توانند در مورد استقرار سرمایه رویاپردازی کنند، مجبور می شوند مشتریان پرداخت کننده خود را خوشحال کنند.

Atlassian : Atlassian، مستقر در استرالیا، راه خود را به ارزش بازار 13 میلیارد دلاری رساند ، اما اگر دسترسی آسان‌تری به بودجه داشت، تیم ممکن بود به دنبال رشد با کیفیت پایین بود و قبل از اینکه بفهمند چگونه مقیاس کارآمدی را انجام دهند، زیر پا می‌رفتند.

مانیتور کمپین : وقتی دور اول تأمین مالی یک شرکت بیشتر شبیه درآمدهای حاصل از IPO است، می‌دانید که با کارآفرینان کارآمد سر و کار دارید. این مورد در مورد Campaign Monitor، یک استارت‌آپ مستقر در سیدنی است که تجزیه و تحلیل ایمیل برتر را به شرکت‌هایی مانند دیزنی، کوکاکولا، و بازفید ارائه می‌دهد و اولین دور سرمایه‌گذاری آن 250 میلیون دلار بوده است .

میز تجارت : در حالی که جف گرین موسس آن دیدگاه منحصر به فردی در مورد چگونگی قدرت بخشیدن به صنعت تبلیغات برنامه ای داشت، میز تجارت را در اواخر چرخه بودجه برای AdTech مدرن راه اندازی کرد. این سرمایه‌گذاری بیش از حد بازار، همراه با سوختن سرمایه‌گذاران توسط عملکردهای بد، باعث شد تا هر دور تأمین مالی در طول عمر شرکت با مشکل مواجه شود. گرین یک مدیرعامل استارتاپ کامل بود که در طول شش سال اول تأسیس شرکت، تنها 26.4 میلیون دلار سرمایه خطرپذیر جذب کرد و آن را به یک تجارت میلیارد دلاری تبدیل کرد که در NASDAQ معامله می شد. افشا: Founder Collective یک سرمایه گذار در The Trade Desk است.

AppLovin: شنیدن صحبت‌های بنیان‌گذاران در مورد اینکه چگونه نمی‌توانستند سرمایه‌گذاران را بر اساس ایده‌ای که تبدیل به یک تجارت میلیارد دلاری شد، بفروشند، بسیار رایج است. آدام فروغی، بنیانگذار AppLovin، قبل از اینکه شرکتش را به قیمت 1.4 میلیارد دلار بفروشد، گفت: «نتوانستم کسی را پیدا کنم که در نقطه شروع منطقی (شاید 4 یا 5 میلیون دلار) به ما سرمایه گذاری کند و در پایان در سال اول فعالیتمان، سودآور بودیم و بیش از 1 میلیون دلار در ماه درآمد داشتیم. بقیه، همانطور که می گویند، تاریخ است.

خاراندن سطح

آنچه شگفت آور است این است که این بیش از 50 داستان تنها نمونه کوچکی از شرکت های کارآمد سرمایه را نشان می دهد. شرکت‌های بیشتری با این قالب مناسب هستند که به دلیل سن یا ویژگی خاص، زمان زیادی را صرف آن نمی‌کنیم.

  • Mathworks و Wolfram Research شرکت‌های چشمگیری هستند که هزاران نفر را استخدام می‌کنند، اما اگر شما برنده مدال فیلد نباشید، تکرار موفقیت آنها دشوار است.
  • ESRI و Bose مطالعات موردی کارآمدی سرمایه هستند، اما داستان هایی که تقریباً 60 سال قدمت دارند.
  • به طور مشابه، Autodesk ، پیشرو در فناوری CAD، در حال حاضر 25 میلیارد دلار ارزش دارد و تنها با 60 هزار دلار در سال 1982 شروع به کار کرد. جالب است بدانید که با توجه به تورم 60 هزار دلاری، 150 هزار دلار خواهد بود، نه چندان دور از Combinator 120KY دلاری. امروزه در هر یک از شرکت های خود سرمایه گذاری می کند.
  • Epic توسط جودیت فاکنر در سال 1979 تاسیس شد. ارائه‌دهنده مدارک پزشکی الکترونیکی مستقر در ویسکانسین یکی از مهم‌ترین شرکت‌های نرم‌افزار راه‌اندازی است که امروزه فعالیت می‌کند.
  • مایکروسافت ممکن است چشمگیرترین استارت آپ بوت استرپ تمام دوران باشد و در جاهای دیگر به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته است.
  • Valve، توسط بنیان‌گذارانی که در روزهای اولیه موفقیت مایکروسافت ثروتمند شدند، از کد تقلب در بازی راه‌اندازی بهره برد که اشتراک‌گذاری آن دشوار است.
  • Veeva از نظر فنی ضعیف نیست، زیرا در روزهای اولیه خود 4 میلیون دلار جمع آوری کرده است. با این حال، این مبلغ برای بسیاری از استارت‌آپ‌ها این روزها به سختی بیشتر از یک دور اولیه است.
  • به همین ترتیب، CarGurus تنها چند میلیون دلار جمع‌آوری کرد و با ارزش بازار حدود 3 میلیارد دلار تبدیل به بهترین IPO فناوری در سال 2017 شد.
  • نتایج سلامت در سال گذشته با بحث‌هایی همراه بوده است، بنابراین من نمی‌خواهم آن‌ها را به عنوان نمونه معرفی کنم، اما آنها قبل از جمع‌آوری سرمایه‌های مخاطره‌آمیز، موفق شدند یک کسب‌وکار را به صدها کارمند راه‌اندازی کنند.
  • O’Reilly Media جایگاهی افسانه ای در فناوری دارد و درآمد سالانه آن حدود 100 میلیون دلار است. آنها همچنین به Indie.vc وابسته هستند که فهرست عالی دیگری از مشاغل بوت استرپ را حفظ می کند .
  • سپس این موضوع وجود دارد که کجا خط را می کشید. Harvest بیش از یک دهه با 50 کارمند سودآور بوده است، TextNow کمی بیش از یک میلیون دلار را به یک شرکت 75 کارمند تبدیل کرد. اگر هر شرکتی را که با این روبریک مطابقت دارد را در نظر بگیریم، تعداد پروفایل‌ها مطمئناً صدها، شاید هزاران خواهد بود!

کسب و کار خود را حول محور VC طراحی نکنید

استارت‌آپ‌ها چیزهایی را کشف می‌کردند و سپس پول می‌خواستند. امروز آنها برای فهمیدن چیزها پول می خواهند. خارج از کشف دارو یا سخت افزار هوانوردی، این معمولاً تصمیم اشتباهی است. پیشرفت بدون منابع بهترین راه برای جلب علاقه VCها است.

هدف این مقاله ترویج bootstrapping نیست. سرمایه گذاری خطرپذیر تقریباً همه شرکت های فناوری بزرگ از اپل گرفته تا Zappos را تامین کرده است. فقط به یاد داشته باشید که برای شروع نیازی به یک پنی ندارید. برای تاسیس و توسعه یک استارتاپ نیازی به مجوز از طرف سرمایه گذاران ندارید. بنابراین دفعه بعد که یک VC به شما می‌گوید که آنها «گذراندند»، این سه اصل را به خاطر بسپارید:

  • این امکان وجود دارد که یک تجارت مبتنی بر فناوری را بدون سرمایه راه اندازی کنید.
  • این امکان پذیر است که یک تجارت فناوری را به سرعت با سرمایه بسیار کمی گسترش دهید.
  • اغلب به نفع بنیانگذار است که میزان سرمایه ای را که می گیرند محدود کند.

اگر شرکت‌های دیگری را می‌شناسید که راه خود را برای رسیدن به یک نتیجه خارق‌العاده تأمین مالی کرده‌اند، لطفاً به ما اطلاع دهید.

شما هم مقاله بنویسید / برای اینکه نوسیده محتوای تخصصی و تجربیات خود باشید، لطفا کنید.

مقالات مرتبط