فناوری پوشیدنی: چگونه و چرا کار می کند؟

انقلاب فناوری پوشیدنی در حال تغییر الگوهای قدیمی ما در مورد نحوه استفاده از داده ها در زندگی روزمره و تعاملات اجتماعی است. از بسیاری جهات، بسیار شخصی تر است.

 

در سال های اخیر، ما شاهد نوآوری های جدید و مخرب در دنیای فناوری های پوشیدنی بوده ایم. پیشرفت هایی که به طور بالقوه زندگی، تجارت و اقتصاد جهانی را متحول خواهند کرد. ابزارهای پوشیدنی مانند Google Glass ، Apple Watch ، Fitbit ، Motiv Ring و Oculus Rift قول می دهند که نحوه دریافت، استفاده و اشتراک گذاری داده ها را تغییر دهند. انقلاب پوشیدنی همچنین الگوهای قدیمی را در مورد نحوه استفاده از داده ها در زندگی روزمره و تعاملات اجتماعی تغییر می دهد.

ما شاهد ظهور دسته‌های کاملاً جدیدی از مکانیسم‌های رابط هستیم که یک تغییر پارادایم اساسی در نحوه مشاهده و تعامل ما با فناوری به همراه دارد. شناخت، درک و استفاده مؤثر از چشم انداز رو به رشد امروزی ابزارهای پوشیدنی برای موفقیت طیف وسیعی از مشاغل ضروری می شود.

 

بیایید نگاهی به راه‌هایی بیندازیم که در آن‌ها طراحی رابط مؤثر باید (از برخی جهات به طور چشمگیری) با روانشناسی جدید دستگاه‌های پوشیدنی سازگار شود.

انفجار پوشیدنی‌ها

فناوری پوشیدنی در بسیاری از جهات که زمانی غیرممکن تلقی می شد، حرکت کرده است. چشم انداز دستگاه فاصله زیادی با اولین ماشین حساب های اندازه مچ یا اولین هدست های بلوتوث داشته است.

عینک هوشمند تعامل دیجیتالی را به اندازه بینی کاربر ارائه می دهد. عینک دوچرخه‌سواری انفرادی به دوچرخه‌سواران کمک می‌کند تا اطلاعات سرعت و تناسب اندام را در یک صفحه نمایش ساده که در بالای سایه‌های بسته‌بندی شده ساخته شده است، کسب کنند. Vaunt مورد انتظار اینتل وعده می دهد که با مشخصات عینک های معمولی ترکیب شود، به حرکات ظریف خم کردن سر پاسخ می دهد و تنها ضروری ترین اطلاعات را به کاربر منتقل می کند – همه اینها بدون نیاز به صفحه نمایش حجیم.

حتی جواهرات هوشمندی که ویژگی‌های با تکنولوژی بالا را از طریق محتاطانه‌ترین لوازم جانبی ارائه می‌دهند، افزایش یافته است. MOTIV حلقه آهنگ فعالیت های تناسب اندام، ضربان قلب، و الگوهای خواب در یک، حلقه مینیمالیستی باریک. Ringly یک قدم فراتر می رود و از طریق سنگ قیمتی پر زرق و برق خود به پوشندگان اعلان های مهم مانند جلسات و تماس های تلفنی هشدار می دهد.

با استفاده از تمام این دستگاه‌های جدید روی بدنه، طراحان باید از منظری جدید نحوه تعامل کاربران با آنها را در نظر بگیرند.

رویکرد علوم اعصاب برای طراحی ابزارهای پوشیدنی

عصب‌شناسی شناختی شاخه‌ای از روان‌شناسی و علوم اعصاب است که با رشته‌هایی مانند روان‌شناسی فیزیولوژیکی، روان‌شناسی شناختی و عصب‌روان‌شناسی همپوشانی دارد. علوم اعصاب شناختی بر نظریه‌های علوم شناختی، همراه با شواهدی از روان‌شناسی عصبی و مدل‌سازی محاسباتی تکیه دارد.

در زمینه طراحی رابط، یک رویکرد علوم اعصاب رویکردی است که روشی را که در آن کاربران اطلاعات را پردازش می‌کنند، در نظر می‌گیرد – یا به طور دقیق‌تر، بر آن متمرکز است.

نحوه تعامل افراد با فناوری‌های جدید، که قبلا دیده نشده‌اند، بیشتر به فرآیندهای شناختی آن‌ها مرتبط است تا توانایی یک طراح برای ایجاد یک رابط کاربری خیره‌کننده . الگوهای جدید و اغلب غیرقابل پیش‌بینی هر زمان که به شخصی با ابزار، نرم‌افزار یا عملی ارائه می‌شود ظاهر می‌شوند که قبلاً هرگز ندیده‌اند – برای جهت‌دهی، افراد از فرآیندهای شناختی خود به عنوان مکانیزم «بازگشت» استفاده می‌کنند، هر زمان که چیزی بدیع و جدید باشد. غیر معمول خود را نشان می دهد.

هنگام طراحی UX برای پوشیدنی‌ها، طراحان باید بر این تمرکز کنند که کاربر چگونه می‌تواند به بهترین شکل به هدف اصلی خود دست یابد. با ایجاد مدل‌های ذهنی و ارزیابی اینکه چگونه می‌توان درک شهودی کاربر از محصول و تعامل او با فناوری مورد استفاده را به بهترین نحو هماهنگ کرد، سفری را برای کاربر ایجاد کنید.

به عنوان مثال، Google Glass Mini Games را در نظر بگیرید. در این پنج بازی ساده که توسط گوگل برای الهام بخشیدن به طراحان و توسعه دهندگان ساخته شده است، دقیقا می توانید ببینید که چگونه مدل های ذهنی نقش عمده ای در تعامل کاربر با محصول دارند. به طور خاص، پیش بینی یک اقدام آینده برای کاربر بدون نیاز به منحنی یادگیری است. هنگامی که عناصر فعال بازی در معرض دید قرار می گیرند، کاربر از قبل می داند که چگونه به آنها واکنش نشان دهد و یک نمایش فعال از محیط بازی بدون نیاز به دیدن واقعی آن ایجاد می کند. نه تنها منحنی یادگیری به حداقل کاهش یافته است، بلکه مدل ذهنی کاربر را بلافاصله مسئول عمل می‌کند، پیش‌بینی می‌کند کاربر چه کاری انجام خواهد داد و فقط به او اجازه انجام آن را می‌دهد.

به خاطر داشته باشید که امکان شناسایی سه نوع مختلف از تصاویری که در زمان تعامل با کاربر در مغز شکل می‌گیرند، وجود دارد، که همه آنها باید به اندازه کافی در نظر گرفته شوند و برای دستیابی به یک رابط موثر و به اندازه کافی بصری به آنها رسیدگی شود. این شامل:

  1. تصاویر ذهنی که بیانگر زمان حال هستند
  2. تصاویر ذهنی که نشان دهنده گذشته است
  3. تصاویر ذهنی مربوط به آینده بالقوه پیش بینی شده

و نگران نباشید – برای دستیابی به این تصاویر ذهنی، لازم نیست یک MRI کامل روی کاربران انجام دهید تا آزمایش کنید که در مغز آنها چه می گذرد. بلکه به سادگی اثربخشی و جهانی بودن تصاویر ذهنی ساخته شده را آزمایش کنید.

طراحی برای استفاده متنی با ابزارهای پوشیدنی

هنگام نزدیک شدن به یک فناوری جدید، درک اینکه کاربران چگونه آن فناوری را در زمینه تجربه می کنند و با آن ارتباط برقرار می کنند بسیار مهم است . به ویژه، بررسی واقعیت اغلب برای تشخیص اینکه مردم واقعاً چگونه از فناوری پوشیدنی استفاده می کنند، علی رغم اینکه «قرار است» (یا انتظار می رود) از آن استفاده کنند، مورد نیاز است. بارها دیده‌ایم که محصولات پوشیدنی عالی با شکست مواجه می‌شوند، زیرا کسب‌وکارها انتظار داشتند که کاربران با آنها به شیوه‌ای غیرطبیعی تعامل داشته باشند. واضح است که تست کاربر به اندازه کافی انجام نشده است.

یک «UXfail» گران قیمت، عینک اصلی گوگل به عنوان یک محصول شیشه‌ای هوشمند پوشیدنی مصرف‌کننده در نظر گرفته شد، اما آن‌طور که پیش‌بینی می‌شد عمل نکرد . همان مدل‌های تعامل انسان و رایانه که در دنیای تلفن‌های هوشمند به خوبی کار می‌کنند، وقتی دستگاه در جلوی چشم پوشیده می‌شود، به این راحتی اعمال نمی‌شوند و مستقیماً مانع طبیعی‌ترین تعاملات چهره به چهره می‌شوند. سایر افراد نسبت به استفاده کننده محتاط می شوند و کاربر را تا زمانی که دستگاه را حذف نکنند، از نظر اجتماعی ایزوله می کنند.

گوگل از آن زمان از این شکست UX آموخته است که زمینه اجتماعی Google Glass را در نظر گرفته و محصول را برای داشتن کاربردهای صنعتی بیشتر متمرکز کرده است. این دستگاه پوشیدنی که اکنون برای مصارف خاص در محل کار و نه حوزه اجتماعی عمومی طراحی شده است، جایگاه طبیعی تری دارد.

از سوی دیگر، ساعت هوشمند با رفتار طبیعی تری که مردم در حال حاضر انجام می دهند، مطابقت دارد. ساعت مچی که در اواخر قرن نوزدهم محبوبیت پیدا کرد، یک تکامل پوشیدنی از ساعت جیبی بود – بسیار شبیه تکامل جیب به مچ گوشی هوشمند به ساعت هوشمند. فناوری پوشیدنی جدید مبتنی بر عادات منظم کاربران خود است.

طراحان نباید از جدیدترین و شیک ترین فناوری استفاده کنند و محصولی را برای آن فناوری بسازند (یا بدتر از آن، دوباره شکل دهند!) بدون اینکه بدانند آیا واقعاً برای کاربران مفید است یا خیر. این یک اشتباه آسان است و دیدن فرکانس وقوع آن کاملاً چشم باز است.

استفاده از حواس چندگانه هنگام طراحی برای ابزارهای پوشیدنی

ابزارهای پوشیدنی این مزیت بزرگ را به ارمغان می آورند که بسیار بیشتر از هر گوشی هوشمند یا دستگاه تلفن همراهی که انتظارش را داشته باشد، شخصی و متصل به بدن فیزیکی کاربر هستند. طراحان باید این را از مراحل اولیه توسعه محصول درک کنند و تمرکز خود را بر روی تعامل دستی به تنهایی متوقف کنند.

 

به عنوان مثال چشم ها را در نظر بگیرید. مطالعات انجام‌شده با دستگاه‌های پوشیدنی در یک محیط هندزفری نشان داده‌اند که مسیرهایی که کاربران در زمانی که توانایی‌های نوری آن‌ها مسئول هستند، با آنچه انتظار می‌رود دنبال می‌کنند، متفاوت است. علیرغم آنچه منطقی است، افراد تمایل دارند طبق رفتار غریزی خود سازماندهی و حرکت کنند. آنها تمایل دارند به طور غریزی به سمت مسیرهای آسان‌تر و سریع‌تر حرکت کنند تا آن عمل را انجام دهند – و این مسیرها هرگز خطوط مستقیم نیستند.

ضرب المثلی در دنیای طراحان UX بسیار ماهر وجود دارد : «از ساختمان خارج شوید». اگر اینتل فقط محصول را در آزمایشگاه و نه با کاربران مختلف در دنیای واقعی آزمایش می کرد، به یک “UXfail” دیگر تبدیل می شد. در حقیقت، هیئت منصفه هنوز در Vaunt هستند.

و در مورد حواس ظریف تر و شناختی ما چطور؟ پوشیدنی ها بخش انسانی معادله را با یک ارتباط عاطفی عمیق تر به طور کامل در نظر می گیرند: استرس، ترس و شادی همگی در این محیط تقویت می شوند. پوشیدنی‌های تناسب اندام، مانند Fitbit، از حسگرهایی برای تشخیص نه تنها حرکات کاربر، بلکه ضربان قلب و سطح استرس استفاده می‌کنند و به کاربر کمک می‌کنند تا نوسانات را در طول روز درک کند. دستگاه‌های پزشکی مانند Embrace by Empatica بر الگوهای خواب نظارت می‌کنند و می‌توانند افراد عزیز را از فعالیت‌های تشنجی آگاه کنند و آرامش خاطر را برای پوشندگان آن تقویت کنند.

طراحان توجه داشته باشند: اجازه دهید فرآیندهای شناختی کاربران رهبری کنند و نه برعکس.

رابط کاربری صوتی (VUI) و پوشیدنی ها

در گذشته، طراحی رابط کاربری صوتی (VUI) بسیار دشوار بود. علاوه بر چالش‌های ذاتی تشخیص صدا، به دلیل ماهیت گذرا و نامرئی‌شان ، VUI ها نیز مملو از موانع تعامل بزرگ هستند.

بر خلاف رابط های بصری، هنگامی که دستورات و اقدامات شفاهی به کاربر ابلاغ شد، از بین می روند. یکی از روش‌هایی که با موفقیت متوسط ​​به کار می‌رود، ارائه خروجی بصری در پاسخ به ورودی صوتی است، مانند ساعت هوشمند ( برای مثال سیری در اپل واچ ). با این حال، طراحی تجربه کاربری برای این نوع دستگاه ها همان محدودیت ها و چالش های گذشته را ارائه می دهد.

 

هنگام صحبت با ماشین‌ها، کاربر انسانی ممکن است حلقه بازخورد طبیعی مکالمه انسان به انسان را که برای ایجاد درک مشترک استفاده می‌شود، از دست بدهد. آن‌ها سعی می‌کنند دستوری بدهند یا چیزی بخواهند، امیدوارند که ماشین بفهمد چه می‌گویند و در ازای آن اطلاعات ارزشمندی را به شما بدهد. بیشتر هوش مصنوعی صوتی فعلی به اندازه کافی پیچیده نیست که بتواند بر روی ارتباط ایجاد کند و به درک برسد و ممکن است نتواند یک فرمان جدید را از توضیح قبلی تشخیص دهد.

علاوه بر این، امروزه گفتار به عنوان وسیله ای برای تعامل انسان و رایانه هنوز به طور استثنایی ناکارآمد است. به عنوان مثال، ارائه شفاهی منوی انتخاب‌ها خیلی طول می‌کشد. کاربران نمی توانند ساختار داده ها را به صورت بصری ردیابی کنند و باید مسیر رسیدن به هدف خود را به خاطر بسپارند. هنگام ارائه انتخاب ها در یک رابط کاربری بصری، طراحان بر قانون میلر تکیه می کنند و معمولاً حداکثر هفت گزینه را ارائه می دهند. زمانی که از کاربر انتظار می رود فهرستی از گزینه های ارائه شده به صورت شفاهی را به خاطر بسپارد، این حداکثر به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

برای VUI، چالش ها واقعی هستند. یک رویکرد معقول این است که از پشتیبانی برای تعامل صوتی استفاده کنیم، اما استفاده از آن را به مکان‌هایی محدود کنیم که بیشترین تأثیر را دارند، در غیر این صورت، آن را با مکانیسم‌های رابطی که حواس دیگر را به کار می‌گیرند، تقویت کنیم. VUI به پیشرفت خود ادامه خواهد داد و یک گزینه عالی برای دسترسی افراد دارای اختلال بینایی است. پذیرش ورودی شفاهی و ارائه بازخورد بصری دو روش مؤثر برای گنجاندن VUI در تجربه کلی کاربر است.

طراحی ریز تعامل برای ابزارهای پوشیدنی

در حین طراحی برای فناوری پوشیدنی، طراحان خود را در یک زیستگاه غیرعادی از فضاها و تعاملات می بینند که احتمالاً قبلاً هرگز با آن مواجه نشده اند – و اکثر کاربرانشان نیز با آن مواجه نشده اند.

به عنوان مثال، شبکه‌ها و مسیرهای تعاملی، برای وب‌سایت‌ها و هر تنظیمات دیگری که نیاز به حجم عظیمی از محتوا دارد، عالی هستند. با این حال، با دستگاه های پوشیدنی، فضای محدودی برای تعاملات پیچیده وجود دارد. برای ارائه بهترین تجربه به کاربران، طراحان باید به حرکات و ضربه های ساده، همراه با بازخورد فوری تکیه کنند.

یک نمونه عالی از طراحی ریز تعامل موثر را می‌توان در برنامه هتل‌ها و استراحتگاه‌های استاروود برای اپل واچ یافت . برنامه Starwood برای اپل واچ کاملاً با تجربه برند شخصی آنها مطابقت دارد و به کاربران اجازه می دهد قفل درب هتل را با یک ضربه ساده روی ساعت باز کنند.

برای درک اینکه این نوع ریزتعامل چه کاری می تواند انجام دهد، لازم نیست کل فرآیند را ببینید. مهمان در هتل است و می خواهند بدون اینکه در کیف یا جیب خود به دنبال کلید بگردند وارد اتاق خود شوند. این برنامه همچنین یکی از بهترین روش‌ها را برای پوشیدنی‌ها نشان می‌دهد – طراحی انتخابی، متنی، مینیمالیست. طراحان با درک این موضوع که تجربه کاربر را مختل می کند، از جمع آوری توابع یا اطلاعات بیشتر از حد لازم خودداری کردند. ساعت فقط تاریخ ورود، شماره اتاق و دکمه “باز کردن قفل” را نشان می دهد.

طراحی آینده فناوری پوشیدنی

با گسترش و بلوغ چشم انداز فناوری پوشیدنی، طراحان فرصت های جدیدی برای تأثیرگذاری بر نحوه تعامل مردم با دنیای دیجیتال خواهند داشت. فناوری جدید زمانی بهترین موفقیت را کسب می کند که در رفتار طبیعی انسان قرار بگیرد یا آن را تقویت کند. این برای هر پلتفرم رابط درست است، نه فقط برای پوشیدنی ها.

قرار نیست با این دستگاه ها مانند لپ تاپ یا تلفن هوشمند تعامل داشته باشید. طراحان باید نحوه پوشیدن آنها را در نظر بگیرند و چگونه می توانند به طور مجزا و کارآمد اطلاعات را برای پوشنده جمع آوری و ارائه کنند. برخی از پوشیدنی‌ها حتی بر نحوه واکنش دیگران به پوشیدنی‌ها، چه خوب و چه بد، تأثیر می‌گذارند. در بسیاری از موارد، بهترین دستگاه های پوشیدنی به زیبایی در پس زمینه ناپدید می شوند.

ابزارهای پوشیدنی، فناوری را از صفحه نمایش به محیط های دنیای واقعی منتقل می کنند و سؤالات جدید و منحصر به فردی را برای طراحان و همچنین چالش هایی برای غلبه بر آنها ارائه می دهند. داشتن فرصتی برای کمک به شکل دادن به آینده این انقلاب تکنولوژیکی هیجان انگیز است!

درک اصول اولیه

فناوری پوشیدنی حوزه ای از دستگاه های هوشمند قابل حمل است که بر روی بدن پوشیده می شوند. پوشیدنی ها شامل دستگاه هایی مانند عینک هوشمند مانند عینک گوگل و جواهرات هوشمند مانند Ringly هستند.

برخی از فناوری های پوشیدنی در فضای مراقبت های بهداشتی کار می کنند. برای مثال، ردیاب‌های تناسب اندام و خواب مانند Embrace به ثبت ضربان قلب و الگوهای خواب کمک می‌کنند و داده‌های سلامت مفیدی را به کاربر می‌دهند.

یک دستگاه محاسباتی پوشیدنی شامل فناوری هوشمندی است که می‌توان آن را روی بدن قرار داد.

لوازم الکترونیکی پوشیدنی شامل دستگاه های هوشمندی است که به عنوان لوازم جانبی روی بدن پوشیده می شوند.

عینک گوگل در محیط کار برای صنایع مختلف به دلیل واقعیت افزوده و سایر قابلیت‌ها استفاده می‌شود تا به کاربران کمک کند وظایف را با کارایی، دقیق‌تر و ایمن‌تر انجام دهند.

عینک‌های هوشمند، مانند Google Glass و Vaunt توسط Intel، فناوری‌های پوشیدنی هستند که مانند عینک روی صورت استفاده می‌شوند. آنها اغلب شامل قابلیت های واقعیت افزوده و HUD برای انتقال اطلاعات به استفاده کننده هستند

 

مقالات مرتبط

هوش مصنوعی و بیومتریک در زمان کنونی: پیش‌بینی‌ها، روندها و بینش‌ها برای آنچه ممکن است در پیش باشد

راه‌حل‌های امنیتی بیومتریک و فناوری‌های پیشگیری از کلاهبرداری مبتنی بر هوش مصنوعی، چندین سال است که روش‌هایی را تغییر داده‌اند که سازمان‌ها از آن‌ها از…

دوره‌های آموزشی آنلاین

چرا درخت

قیمت گذاری

الهام بخش

برای اطلاع از آخرین اتفاقات در خبرنامه عضو شوید

ارتقای فردی

مهارت‌های شغلی

دانش